به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، در شرایطی که مدیریت منابع ارزی و حمایت از تولید داخلی از محورهای مهم سیاستگذاری اقتصادی کشور به شمار میرود، واردات خودروهای لوکس همچنان محل بحث است. در این میان، نحوه محاسبه قیمت تمامشده خودروهای وارداتی و نقش واسطهها در افزایش هزینهها، پرسشهایی را درباره آثار این سیاست بر بازار ارز و صنعت خودروی کشور مطرح کرده است.
واردات خودروهای لوکس، هزینههای ناشی از تحریم و واسطهگری، نحوه محاسبه قیمت تمامشده خودروهای وارداتی و تأثیر این روند بر تقاضای ارز و تولید داخلی، از جمله موضوعات مورد بحث در ارزیابی سیاست واردات خودرو است. محمدحسن کاکایی، کارشناس بازار خودرو و استاد دانشگاه، در گفتوگو با تازههای اقتصاد به این موضوعات، همچنین درآمدهای تعرفهای دولت و پیامدهای اقتصادی واردات خودروهای لوکس اشاره کرد. در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید.
چرا قیمت نهایی خودروهای وارداتی لوکس با قیمت آنها در بازارهای خارجی تفاوت زیادی دارد؟
برای بررسی قیمت نهایی باید همه هزینهها را در نظر گرفت. فرض کنید قیمت یک خودرو در خارج از کشور ۶۵ هزار دلار باشد. اگر تعرفه واردات معادل ۲۰۰ درصد قیمت پایه محاسبه شود، قیمت خودرو با احتساب تعرفه به حدود سه برابر رقم اولیه میرسد؛ البته هزینههای دیگری مانند حملونقل، انتقال پول و واسطهگری نیز وجود دارد که بر قیمت نهایی اثر میگذارند.
بخشی از این هزینهها به شرایط تحریمی و ضرورت استفاده از مسیرهای غیرمستقیم برای انتقال پول و کالا مربوط است. در واقع، وقتی امکان انجام یک معامله از مسیرهای عادی وجود ندارد، واردکننده ناچار میشود از واسطههای بیشتری استفاده کند و این مسئله هزینههایی به فرایند واردات تحمیل میکند.
با این حال، رقم دقیق این هزینهها و میزان واقعی آنها همیشه روشن نیست و باید مشخص شود ارقام اعلامشده تا چه اندازه با هزینههای واقعی انطباق دارند. به نظر من، بسیاری از افراد ممکن است از جزئیات این زنجیره و هزینههایی که در هر مرحله ایجاد میشود، اطلاع دقیقی نداشته باشند. بنابراین، برای ارزیابی قیمت خودروهای وارداتی، تنها بررسی قیمت اولیه خودرو و تعرفه کافی نیست و باید هزینههای پنهان و آشکار مسیر واردات را نیز در نظر گرفت.
هزینههای جانبی چه تأثیری بر سود واردکننده دارند؟
نکته مهم این است که اگر سود مجاز واردکننده ۱۷ درصد باشد، این درصد ممکن است بر مجموع هزینهها اعمال شود، نه صرفاً قیمت خرید خودرو. برای مثال، اگر هزینه محاسباتی خودرو به حدود ۲۰۰ هزار دلار برسد، ۱۷ درصد این رقم معادل ۳۴ هزار دلار خواهد بود. بنابراین، افزایش هزینههای اولیه و جانبی، پایه محاسبه سود را نیز بالا میبرد.
از این منظر، موضوع فقط درصد سود نیست؛ بلکه باید مشخص باشد این درصد روی چه مبنایی محاسبه میشود. وقتی قیمت خرید خودرو، تعرفه، حملونقل و سایر هزینهها روی هم جمع میشوند، رقم نهایی بسیار بیشتر از قیمت اولیه خواهد بود و در نتیجه، سود محاسبهشده نیز افزایش پیدا میکند.
از طرف دیگر، باید پرسید مبنای دقیق محاسبه این هزینهها چیست و نرخ ارزی که در محاسبات ریالی به کار میرود، چگونه تعیین میشود. واردکننده بخشی از هزینهها و تعرفهها را به ریال پرداخت میکند، اما ضروری است روشن باشد ارزشگذاری خودرو و هزینههای جانبی براساس چه نرخ و مستنداتی انجام میشود.
در چنین شرایطی، شفافیت درباره قیمت خرید، هزینههای واقعی انتقال کالا و پول و مبنای محاسبه سود اهمیت زیادی دارد. صرف اطلاع از قیمت خودرو در خارج از کشور یا درصد سود واردکننده برای ارزیابی قیمت نهایی کافی نیست.
چه کسانی از واردات خودروهای لوکس منتفع میشوند؟
دولت از محل تعرفهها و سایر دریافتهای قانونی درآمد کسب میکند، اما باید سهم درآمدهای دولتی را از سودی که در زنجیره واردات نصیب واسطهها و سایر مجموعهها میشود، جدا کرد. پرسش این است که چه میزان از اختلاف قیمت خودرو در خارج و داخل، ناشی از هزینههای واقعی است و چه میزان به سود واسطهها اختصاص پیدا میکند.
بعضی از دریافتهای دولت نیز ممکن است با عناوین مختلف انجام شود و در نهایت برای مصارف عمومی، از جمله حوزههایی مانند هلالاحمر و آموزشوپرورش، در نظر گرفته شود. اما موضوع فقط درآمد رسمی دولت نیست. در کنار آن، ممکن است سودهای قابلتوجهی در شبکههای خارج از ساختار مستقیم دولت یا مجموعههای شبهدولتی شکل بگیرد که باید درباره آنها شفافسازی شود.
به همین دلیل، باید پرسید چرا در سال گذشته واردات این نوع خودروها مجاز شد و چرا برخی نمایندگان مجلس تا این اندازه پیگیر آن بودند. به نظر من، مسئله فقط سود یک واردکننده یا یک شخص نیست؛ بلکه لازم است بررسی شود چه جریانهایی از این فرایند منتفع میشوند. البته برای قضاوت قطعی درباره افراد یا مجموعهها باید اسناد و اطلاعات مالی روشنی در اختیار باشد.
وقتی فاصله قیمت اولیه و قیمت نهایی خودرو زیاد است، باید مشخص شود این فاصله چگونه میان دولت، واردکننده، واسطهها و سایر بخشهای زنجیره تقسیم میشود. بدون شفافیت در این زمینه، نمیتوان درباره منافع واقعی واردات برای اقتصاد کشور قضاوت دقیقی داشت.
برخی گزارشها استفاده واردکنندگان از کارتهای اقامت ایرانیان خارج از کشور برای واردات خودرو را نیز مطرح میکنند. این روند چه اثری بر بازار ارز دارد؟
حتی اگر چنین سازوکاری در چارچوبی قانونی انجام شود، باید آثار اقتصادی آن را سنجید. مسئله این است که در نهایت، هزینه این روند فقط به خریدار خودرو محدود نمیشود؛ بلکه آثار آن بر بازار ارز، تولید داخلی و شرایط عمومی اقتصاد نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
برای درک موضوع باید از خودروی وارداتی فاصله بگیریم و به وضعیت کلی اقتصاد کشور نگاه کنیم. درآمد ارزی کشور تحت فشار است و صادرات با مشکلاتی روبهروست. وقتی صادرات کاهش پیدا میکند، درآمد ارزی حاصل از فروش کالا و خدمات نیز ممکن است کاهش یابد. همزمان، صنایع داخلی، از جمله صنعت خودرو، با مشکلاتی در زمینه تولید و فعالیت اقتصادی روبهرو هستند.
در چنین شرایطی باید پرسید آیا واردات خودروهای لوکس اولویت مناسبی برای استفاده از منابع محدود کشور است یا منابع باید بیشتر به سمت حمایت از تولید و صادرات هدایت شوند. اگر درآمد ارزی کاهش یافته و تولید داخلی نیز تحت فشار است، سیاستگذار باید هزینه فرصت واردات کالاهای لوکس را بررسی کند.
موضوع فقط قانونی بودن یک روش واردات نیست؛ بلکه باید دید در شرایط فعلی اقتصاد، این سیاست چه تأثیری بر عرضه و تقاضای ارز، توان تولید داخلی و وضعیت عمومی اقتصاد میگذارد.
واردات خودرو چگونه میتواند تقاضای ارز در بازار داخلی را افزایش دهد؟
فرض کنید خودرویی با قیمت حدود ۶۵ هزار دلار در خارج از کشور خریداری شود، اما هزینه نهایی آن در داخل، با احتساب تعرفهها و سایر هزینهها، به معادل ریالی رقمی نزدیک به ۲۵۰ هزار دلار برسد. فروشنده در داخل ریال دریافت میکند و ممکن است بخشی از این مبلغ را برای خرید ارز به بازار ببرد.
در این مثال، فاصله میان قیمت اولیه خودرو و معادل ارزی مبلغ نهایی حدود ۱۸۵ هزار دلار است؛ رقمی که میتوان آن را بهصورت تقریبی نزدیک به ۱۹۰ هزار دلار در نظر گرفت. البته برای محاسبه دقیق خروج ارز باید میان پرداخت واقعی به فروشنده خارجی، هزینههای انتقال، درآمد تعرفهای دولت و تبدیل ریال به ارز در داخل تفاوت قائل شد.
نکته اصلی این است که در این زنجیره، گردش مالی ریالی میتواند تقاضای جدیدی برای ارز ایجاد کند. کسی که ریال دریافت میکند، ممکن است برای تبدیل آن به دلار به بازار داخلی مراجعه کند. در شرایطی که عرضه ارز محدود است، همین تقاضای بیشتر میتواند فشار مضاعفی بر بازار وارد کند.
بنابراین، نباید فقط به میزان ارز پرداختشده برای خرید اولیه خودرو نگاه کرد. نحوه گردش پول در داخل کشور و تقاضایی که در ادامه زنجیره واردات ایجاد میشود نیز اهمیت دارد. البته میزان اثرگذاری این فرایند باید با بررسی دادههای واقعی و تفکیک پرداختهای ارزی از گردش مالی داخلی محاسبه شود.
آیا واردات خودروهای لوکس در شرایط فعلی با اولویتهای اقتصادی کشور سازگار است؟
باید شرایط کلی اقتصاد را در نظر گرفت. از یک طرف درآمد ارزی کشور تحت فشار است و از طرف دیگر، تولید داخلی و صادرات با مشکلات متعددی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، نمیتوان فقط به درآمد تعرفهای واردات نگاه کرد و هزینههای آن برای بازار ارز و صنعت داخلی را نادیده گرفت.
اگر هدف، حفظ تولید، اشتغال و توان صادراتی کشور است، باید بررسی شود که واردات خودروهای لوکس چه منفعتی برای اقتصاد دارد و در مقابل، چه هزینهای به کشور تحمیل میکند. در شرایطی که بخشهایی از صنعت برای تأمین منابع و ادامه تولید با دشواری روبهرو هستند، باید میان استفاده از ارز برای واردات کالاهای لوکس و حمایت از فعالیتهای مولد اقتصادی مقایسه روشنی انجام شود.
به نظر من، در چهار سال گذشته توجه زیادی به موضوع واردات خودرو شده، اما مشکلات صنعت خودروی داخلی به اندازه کافی در کانون توجه قرار نگرفته است. پرسش این است که چرا برای حل مشکلات تولید و تقویت توان رقابتی صنعت خودرو، پیگیری و تمرکز مشابهی وجود نداشته است.
اگر واردات قرار است به بهبود بازار خودرو کمک کند، باید آثار آن بر تولید داخلی، اشتغال، منابع ارزی و هزینههای عمومی نیز بهدقت ارزیابی شود. صرف افزایش تعداد خودروهای وارداتی یا درآمد تعرفهای نمیتواند بهتنهایی نشاندهنده موفقیت یک سیاست باشد.
پیامد تداوم این روند برای بازار ارز و تورم چیست؟
زمانی که درآمد ارزی کشور کاهش یافته و تولید داخلی نیز تحت فشار است، واردات خودروهای لوکس میتواند تقاضای ارز را افزایش دهد و بر بازار ارز اثر بگذارد. اگر تقاضا افزایش یابد، اما عرضه ارز متناسب با آن رشد نکند، این وضعیت میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند و بر انتظارات تورمی نیز اثر بگذارد.
در مجموع، باید همه این عوامل را کنار یکدیگر دید. واردات خودروهای لوکس تنها یک موضوع مربوط به بازار خودرو نیست، بلکه با منابع ارزی، درآمدهای دولت، فعالیت واسطهها و وضعیت تولید داخلی ارتباط دارد. به همین دلیل، تصمیمگیری درباره آن باید براساس ارزیابی جامع هزینهها و منافع انجام شود.
اگر هدف، حفظ ارزش پول ملی، کنترل فشارهای ارزی و حمایت از تولید باشد، لازم است سیاست واردات خودروهای لوکس با دقت بیشتری بررسی شود. صرف درآمد تعرفهای یا افزایش تعداد خودروهای واردشده برای سنجش موفقیت این سیاست کافی نیست و باید آثار آن بر کل اقتصاد کشور نیز مورد توجه قرار گیرد.
نظر شما